تبلیغات
یه بچه شیطون - پست های خرداد 1385

:: ...!

حالا من یه چیزی گفتم شما چرا جوگیر میشید؟؟!!؟؟ کی ۱۴ میشه من؟؟؟؟

عمرررررررآ..................

۱۷/۵ شدم به خیر گذشت وگرنه شب باید تو کوچه میخوابیدم ...

=-*=-*=-*=-*

چقدر جدیدآ معتاد تو خیابون زیاد میبینمحالم از قیافه هاشون بهم میخوره

تو تاکسی نشسته بودم پسر کنار دسته من خیلی بو گند میدادحرف که میزد

داشتم خفه میشدم ... دلم میخواست بکوبم تو سر اون مادری که خیلی

 راحت کنار پسرش نشسته بودمن موندم چطوری مادر دلش میاد ببینه

پسرش داره از دست میره و بی اهمیت باشه!!

فقط اینو گفتم که شماها فردا نرین معتاد نشین...عیبه زشته!

=-*=-*=-*=-*

من موندم ایرانیها فکر کردن واقعآ کی هستن؟؟!!؟؟

سلطان فوتبال..؟؟!

ابدآ.....

بابا جون فکر کردین کشکه یا دوغ؟؟ تیم مکزیک و پرتغال خیلی از ما قویترن ما

 نباید توقع داشته باشیم اونا از ما شکست بخورن!! برای تیمایی مثل تیم ما

پیروزی یعنی خوب بازی کردن نه چیز دیگه!! ما تو فوتبال هیچی نمیشیم یعنی

 فعلآ که چیزی نشدیم مثلآ تو بازی اول میرزاپور اون اشتباه رو نمیکرد یعنی میخواین

 بگین بازم نمیتونستن مکزیکیا گل بزنن؟؟نمیدونم چرا اینقدر ایرانیا تعصبین!!

اینو هممون میدونستیم که تیم ما دوره اول حذف میشه پس دیگه چی میگید؟؟

میرزاپور اشتباهی کرد که هر دروازه بانه دیگه یی هم ممکنه مرتکبش بشه

 پس بهتره نیمه پر لیوان رو ببینیم...

علی دایی هم که از رو نمیره پس بهتره تیم رو ۱۰ نفره فرض کنیم و تمام

 جنبه های ۱۰ نفره بازی کردن رو درنظر بگیریم...!!

برید دعا کنید از آنگولا نبازیم(هرچند دیگه اهمیتی نداره...)آخه باز پرتغال و مکزیک

 یه چیزی آنگولا اسمش خیلی جواده!!آدم یاده مُنگولا میوفته

=-*=-*=-*=-*

- پیغام علی دایی هم این بود...!

ضمن معذلت خواهی از ایلانیهای عزیز به شما ملدم خوب کشولم قول میدم

دل بازیهای جام جهانی ۲۰۱۰ جبلان کنم...(این نوخواد دست از سر ما ورداره؟؟)

- راستی میدونستین اسم یکی از تیمای گروه دی تغییر کرده؟؟

مکزیک پرتغال آنگولا گاگولا..!!

مرسی سعید....!

:: نوع مطلب : عمومی ,

:: نوشته شده توسط : گل دختر در چهارشنبه 31 خرداد 1385 و ساعت 10:06 ق.ظ

:: ویرایش شده در چهارشنبه 31 خرداد 1385 و ساعت 11:06 ق.ظ

لینك ثابت   بامعرفت ( )

:: حجاب

خلاصه اینکه حسابی آخرین امتحانم آبروریزی شد...چقدرجالب میشه مثلآ 

تو کارنامه همه ی نمرات بالای ۱۹ بعد یه  ۱۴ ۱۵ خوشگل اون وسط....

خودم میدونم خیلی زرنگ و باهوشم لطفآ تشویقم نکنید...

=-*=-*=-*=-*

راننده تاکسیه داشت میگفت:

حجاب شده یه مسئله مسخره !! هیچ کس دیگه رعایتش نمیکنه چقدر دخترا بد

حجاب شدن یا حجاب رو آزاد بذارن یا سختگیری کنن...!

بعد خانومه کنار دسته من هی به من چشم غره میرفت!!

ای بابا گیر میدیناااااااااا ول کنید ما بدبختارو بی خیال بابا...

=-*=-*=-*=-*

 

=-*=-*=-*=-*

جک امروز همون پیغام علی دایی که میدونم به دست همتون رسیده...

:: نوع مطلب : عمومی ,

:: نوشته شده توسط : گل دختر در جمعه 26 خرداد 1385 و ساعت 12:06 ب.ظ

:: ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت   بامعرفت ( )

:: کابوس

دیشب یه خواب خیلی وحشتناک دیدم که قلبم لرزید خواب دیدم وبلاگم

 پاک شدهوقتی صب از خواب بیدار شدم تازه فهمیدم چقدر به وبلاگم علاقه

 دارمو دلم براش تنگ شدهفقط اومدم همینو بگم...

=-*=-*=-*=-*

تازه فهمیدم چقدر خنگم...دیروز سر جلسه امتحان توی یکی از سوالا

 مونده بودم نیم نمره هم بیشتر نداشت اما مگه دلم رضایت میداد بی خیال

اون نیم نمره بشمو ورقه مو بدم آخر این معلم جان دلش به حال من

سوخت اومد مثلآ راهنمایی کنه فقط یه کلمه گفت انرژی...از اونجایی

که این معلم ما هیچ وقت به هیچ کسی جواب درست رو نمیگه و فقط گاهی

اوقات بهش اشاره میکنه من بدتر رفتم تو کف جوابآخرشم ننوشتمو با کلی

حرص و غر ورقه رو دادم وقتی رفتم لای کتابمو باز کردم دیدم جواب همون یه کلمه

انرژی بودالان معلمم میگه وای این دختره چقدر خنگه هیچی بارش نیست جوابم

بهش گفتم ننوشتهتقصیر من چیه معلمه هیچ وقت اینقدر مهربون نبود...

=-*=-*=-*=-*

امروز چهارشنبست پس برای غافلگیر كردنه شهدا صلوات

:: نوع مطلب : عمومی ,

:: نوشته شده توسط : گل دختر در شنبه 13 خرداد 1385 و ساعت 09:06 ق.ظ

:: ویرایش شده در شنبه 13 خرداد 1385 و ساعت 09:06 ق.ظ

لینك ثابت   بامعرفت ( )

:: دپرس شدم

خوب به سلامتی و میمنت مسابقه رو بخشیدم به رقبااینقدردرک این موضوع

 برام سخت بود که تا یه هفته از درون داشتم خورده میشدمبعد از اون مسابقه

ایکبیری هم دیگه باشگاه واسه تمرین نرفتم...یک ماهی نیاز به استراحت دارم

تو امتحانات فرصت خوبی برای تصمیم گیری و برنامه ریزیه فعلآ حسابی خودمو

باختم...آخی بیچاره طفلی گل دختر چه ضربه روحی سختی خورد

آخه سر یه مسئله خیلی مسخره کارم وسطش خراب شد اینقدر ازاین

 آدمایی که عین بختک میان پارازیت میندازن بدم میاد که...تمام تمرکزمو

از بین برد استاده بی ادبم...اگه اون پارازیت نمینداخت شاید مقام میاوردم...

دو روز اول مسابقه خیلی دپرس بودم اما بعدش بی خیال همه چی شدم

تو اتوبوس که داشتیم بر میگشتیم خیلی حال داد مثلآ چند بطری آب گرفتیم

که بخوریم آخرش یه قطره هم به خودمون نرسید همشو رو هم دیگه ریختیم 

حسابی هم زدیمو نرقصیدیم یعنی فقط زدیم.نرقصیدیم.! شعر هم خوندیم

عین بچه پرروها (البته عینش که نه خودش)حسابی همدیگه رو اذیت

میکردیم...اما بدترین مسابقه یی بود که رفتم

=-*=-*=-*

از این به بعد دیگه هفته گی نمینویسم مثل سابق قره قاطی مینویسم

یعنی زمان خاصی نداره نوشتنم ...

=-*=-*=-*

به نظر شما من ۴۰۰۰تومن پولمو چطوری خرج کنم که بتونم واسه دو نفر

هدیه تولد بگیرم؟بی پولی جونمو داره ازم میگیرهبیچاره من...

=-*=-*=-*

اینم جک دیگه من برم ...

یه روز آقا گرگه رو تو خیابون میبینن داره شل و وارفته و لنگان لنگان راه میره

میگن چرا ینطوری شدی ؟؟چی شده؟؟میگه رفته بودم دم در خونه

شنگول منگول در زدم گفتم منم منم مادرتون باباشون باور کرد...

:: نوع مطلب : عمومی ,

:: نوشته شده توسط : گل دختر در سه شنبه 2 خرداد 1385 و ساعت 01:05 ق.ظ

:: ویرایش شده در سه شنبه 2 خرداد 1385 و ساعت 01:05 ق.ظ

لینك ثابت   بامعرفت ( )

:: مطالب پیشین