تبلیغات
یه بچه شیطون - پست های اسفند 1385

:: ما اینیم دیگه

آره دیگه ما اینیم دیگه...۳ تا مسابقه دادم که یکیش اول یکیش سوم

اون یکی هم چهارم شدم...آره دیگه ما اینیم دیگه...الان من میتونم طبق قانون

بدون کنکور  دانشگاه آزاد دکوز آباد رشته آبیاری گیاهان دریایی برم

=-*=-*=-*

همه ی مدرسه ها از ۲ هفته قبل تو اعتصاب بودنو تعطیل بودن اونوقت ما عین

گاو(ببخشید) میرفتیم مدرسه ...هر چند الان ۳ روزه که مدرسه رو پیچوندیم و

نرفتیم اما خوب آدم زورش میاد دیگه... حسابی حوصله م سریده

دیروز که با دوستم رفته بودم بیرون بالاخره بعد از ۶۰ ۹۰ سال اون انگشتری

رو که میخواستم پیدا کردم و خریدم بعد دوستم هر چی میگفت من هی میگفتم

هیچی انگشتر خودم نمیشه دیگه دفعه آخر که تو پیتزا فروشی دوستم گفت

پیتزاهاش بدردنخوره من گفتم هیچی انگشتر خودم نمیشه زد تو سرم آبروم

جلو ملت رفت

=-*=-*=-*

راستی راستی...

اون دوست خوبم آقای گلپسر برام آدرس جدیدی هم درست کرد با یه لوگو ی

خوشگل یه ذره حسودی کنید تا بقیه حرفمو بگم...

...

...

خوب بسه دیگه...بعد آدرس جدید روی همون لوگو نازی که تو لیست لوگوها

در جایگاه اول قرار داره هست شما میتونید به راحتی از هر جفتش

 استفاده کنین

=-*=-*=-*

یه ساعته دارم یه آهنگ دانلود میکنم وقتی بازش کردم دیدم نصفه س

آخه مگه م*رض دارین ملتو سرکار میذارین  خوب منم که از رو

نمیرم دارم یکی دیگه دانلود میکنم...واسه اینکه ۱ ساعت طول میکشه منم

کارتم بیخودی هدر نره دارم بروز میکنم و به شما سر میزنم وگرنه همچین

افتخاری رو تا بعداز عید نسیبتون نمیکردم

:: نوع مطلب : عمومی ,

:: نوشته شده توسط : گل دختر در جمعه 25 اسفند 1385 و ساعت 12:03 ب.ظ

:: ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت   بامعرفت ( )

:: خدافسسسسسسسسسس

کپ کردین نه؟

منم همینطور!!

همونطور که میدونید تمام قالبای من کار یکی از دوستان خوبم بود

 که این یکی محبت دوست عزیزم آقای گلپسر هست.

زود باشید ازش تشکر کنین…

همه خونه تکونی کردن ما هم بلاگ تکونی کردیم...کلی الان ذوق دارم

=-*=-*=-*=-*

ببخشید بنا به مشکلات و دلایل موجه من نمیتونم به شما سر بزنم.

فردا دارم میرم یزد.یزد مسابقه کشوریه…اگر اخبار گوش داده باشید

 باید گفته باشه.

امسال با بقیه سالا خیلی فرق داره…هر سال با کلی امید میرفتم و

گاهی هم مقام میاوردم و گاهی هم … اما الان…خوب اینو دیگه خودم میدونم

که قدرت بدنیم اومده پایین و افت شدیدی کردم.هیچ حس خاصی

 هم ندارم حتی حال ندارم بهش فکر کنم به هر حال…دیگه هر سال که نمیشه

 مقام آورد بایدبه بقیه هم فرصت داد(آره جانه عمه م)

طبق معمول میدونم که هیچ کدومتون دعام نمیکنید  واسه همینم

 نمیگم دعا کنید…

=-*=-*=-*=-*

یه روز یه بسیجیه قرص اکس میخوره تا صبح وضو میگیره (میدونم ماله عهد

 قاجاره نمیخواد فحشم بدین)

یه گاوه نر افتاده بود دنباله گاو ماده.گاو ماده فرار کرد تا رسید به یه بن بست

 برگشت گفت: از جونه من چی میخوای؟

گاوه نر گفت: ماااااااااااااااااااااااااااااااااااااچ

(میدونم این جکه ازاین جوکای مهد کودکی بود اما خوب کمبود جک

فشار آورده بهم!!)

خدافس تا هفته ی بعد.

:: نوع مطلب : عمومی ,

:: نوشته شده توسط : گل دختر در دوشنبه 14 اسفند 1385 و ساعت 07:03 ق.ظ

:: ویرایش شده در یکشنبه 20 اسفند 1385 و ساعت 07:03 ق.ظ

لینك ثابت   بامعرفت ( )

:: مطالب پیشین