تبلیغات
یه بچه شیطون - پست های دی 1385

:: خدافس من رفتم معتاد شم...

همیشه همه ی موضوعهایی رو که میخوام بنویسم تو ذهنم نگه میدارم

اما نمیدونم چرا جدیدآ خنگ شدم تا میخوام بنویسمشون یادم میره

واسه همینه دیر به دیر بروز میکنم و الکی میگم مشکل داشتم...

=-*=-*=-*=-*

باز پارسال رو بگی یه چیزی...من نمیفهمم دیگه امسال واسه چی

اینکار رو کردن... پارسال شیطنت زیاد میکردم اما مثلآ

امسال خانوم شدم و به قول یکی از بچه ها دیگه وقت شوهر کردنمه

( بی خودمن تا 60 سالگی ازدواج نمیکنم_خالی بندی)

باز انضباط به من کم دادن...ای خداااااااا...اینا چشونه؟ همین کارارو میکنن

که دخترا فرار میکنن معتاد میشن کارتون خواب میشن دیگه...

بچه ها خدافس من رفتن کارتون خواب شم

=-*=-*=-*=-*

کلی اینجا برف اومد و طبق معمول من عین این بچه کوچولوها خر کیف شدم

وقتی داشتیم میرفتیم مدرسه به اصرار من از یه جایی رفتیم که همیشه

کلی برف نشسته و همیشه هم لیزه لیزه وبچه ها یه قسمتایی از اونجارو

به عنوان سرسره انتخاب میکنن...

خوب به سرسره ی اول رسیدیم وااای خدا چقدر لیزهیهو دیدیم یه پسر

بدو بدو داره میاد که از رو سرسره رد بشه همه مون هم ایستادیم اینو ببینیم

تا هر وقت افتاد کلی بهش بخندیم......

....

..

.

تند رد شدو نیوفتاد! ما هم ضایع شدیم...

حالا نوبت ما بود که از رو سرسره رد شیم مثلآ خواستیم ادای اون پسره رو!

در بیاریم نفر اول...

_ من نمیخورم زمین مطمئن باشید...خیلی ریلکس از رو سرسره داشت رد

میشد که...

بمب...

با صورت خورد زمین

نفر دوم...

_ گلدختر بیا بهم بریم نترس نمیوفتیم...

منم قبول کردم وقتی داشتیم میرفتیم...

...

نه نیوفتادیم... به خیر گذشتا...خوب شد سینه خیز از اونجا رد

 شدیم وگرنه ما هم...

نفر چهارم و پنجم

_ما میخوریم زمین میخوریم زمین نه من نمیخوام بخروم زمین...

أ أ أ أ أ أ أ أ أ أ أ أ أ أ أ أ أ أ أ أ أ أ أ أ ...بوبمب...

...

..

برای شادیه روح دو جوان ناکام صلوااااااااااااااااااااااات

خلاصه اینکه اون پسرایی که اونطرف داشتن مارو میدیدن حسابی بهمون

خندیدن!

معلمم میگه:شماها چطور میشه که خودتون این تحقیقارو نوشتینو نمیتونید

بخونید؟؟گروه بعدی که میخواد بیاد اینجا اون کسی بخونه که نوشته...

منم رفتم اونجا ایستادم گفت:اینو تو نوشتی؟

گفتم نه! گفت بده به همونی که نوشته بخونه...

گفتم آخه اون الان اینجا نیست!میگه پس کجاست؟گفتم نمیدونم...

گفت کی نوشته گفتم: آیت الله حاج آقا....  بچه ها ترکیدن از خنده (حالا بهتون

 ثابت شد که من چقدرخانوم شدم؟؟!؟!؟)

=-*=-*=-*=-*

جریان این مسابقه هه رو که میدونید؟؟

ماله من اینه اسم دوستای دعوتی هم توی خودشه

:: نوع مطلب : عمومی ,

:: نوشته شده توسط : گل دختر در جمعه 8 دی 1385 و ساعت 09:12 ق.ظ

:: ویرایش شده در جمعه 8 دی 1385 و ساعت 10:12 ق.ظ

لینك ثابت   بامعرفت ( )

:: مطالب پیشین