تبلیغات
یه بچه شیطون - پست های آبان 1384

:: سوسکه پرنده

دعای ندبه:خدایا این معلم دینیه رو بکشو منو از دستش راحت کن(الهی)دیدید گفتم این با من لجه میخواد عقده هاشو رو من خالی کنه ۱نمره ازم کم کرد چرا؟ چون سوالارو آروم(کند) جواب دادممیگه مهم اینه که من از تو راضیه یعنی اینقدر خره که نمیفهمه تو کارنامه نمینویسن که مثلآ فلان معلم از این دانش آموز راضیه!!!! میدونم چطوری حالشو بگیرمحالا یه سوال: این چه ربطی به دعای ندبه داشت؟؟؟؟؟؟؟؟؟

اه اه چه هفته ی بدی بود همش امتحان بود دیگه اعصابم داغون شده ها اگه کسی بیاد اینارو بخونه نظر نده میکشمشاااااااااااااا

نمیدونم چرا جمعه ها همیشه مامان بابام یاده خاطرات گذشته شون میوفتن واقعآ بچه های قدیم

چه رویی داشتنا مثله الان  نیست که بچه ها جرات  نداشته باشن تو روی مامان باباشون نگاه  کنن!!

مامانه مامانم چاقه! مامانم تعریف میکرد بچه که بود با خالم وقتی مامان بزرگمو اذیت میکردن اون

 میوفتاد دنبالشون ایناهم فرار میکردن تندی میرفتن کنج حیاط بعد وایمستادن ببینن کی مامانشون بهشون میرسه نکه مامان بزرگم چاقه خوب طول میکشید تا به اونا برسهبعد تا میدیدن داره

نزدیک میشه دوباره میدوییدن میرفتن یه گوشه دیگه وایمیستادن نگاه میکردن و میخندیدن گاهی اوقات  اینقدر این وضع ادامه پیدا میکرد که مامان بزرگمم خودش خندش میگرفت

الان همه خونه ها کوچیکه تا میخوان بچه ها در برن مامانه بهشون رسیده یا بزرگه اما دوبرابره حجم خونه توش وسیله س خوب حالا تکلیفه ما چیه میخوایم فرار کنیم؟تازه خونه های ما حیاطاش یک در هیچ متره !!!

کوچولو که بودم توی اهواز یه خو نه ی بزرگه ویلایی داشتیم توش هم خونه بود هم باغ بود هم     باغ وحشانواع و اقسام حیوانات توش بود مثل ملخ مارمولک سوسک ...

یه شب منو مامانیو خواهر جان نشسته بودیمو داشتیم از باغ وحش دیدن میکردیم و درمورده

سوسکه پرنده یی که( یا هرچی شما اسمشو میذارید) اونجا داش واسه خودش حال میکردصحبت میکردیم که چقدر چیندیش انگیزه و ...که یهویی ناپدید شدآقا ماهم که بیکار سه ساعت داشتیم دنبال سوسکه میگشتیم که مامانم متوجه شد یه چیزی تو بلوزه منه ....چشتون روزه بد نبینه یک yak جیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــغی کشیدم که بابایه

 بیچارم فکر کرد یکی مرده حالا هی من گریه میکنم هی مامان اینا میخندن هی گریه میکنم هی اونا میخندناز فردای اونروز هرکی منو میدید میخندید ...

نتیجه اخلاقی : بعد میگن چرا دخترا  فرار میکنن اینکارا رو نکنید ماهم فرار نمیکنیم!!(چه توجیه قانع کننده یی!!)

چقدر این بچه ها دهن لقن آدم نمیدونی از کاراشون بخنده یا اونارو بزنه!!!

فکرشو بکنید آدم سر کلاس فیزیک داشته باشه درس بده بعد بچه ۵ سالش زنگ بزنه بگه: بابا امشب تولدته بیا خونه برات کادو خریدیم البته به مامان چیزی نگیا آخه گفته بهت نگم

 

نمیدونم چرا گاهی اوقات طلبه فیلمه هندی میشم برای من غمگین شاد احساسی ... فرقی نداره چون در هرصورت فقط میخندم چرا فیلمای هندی همشون اینقذه باحالن؟؟؟چرا بعضیا

عاشق این فیلمان؟؟؟؟ یکی میگفت آدمای احساساتی این فیلمارو دوست دارن اما من با اینهمه

احساساته... اصلآ دوسشون ندارم چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟شما هم مثله منید یا اون کسایی که دوست

دارن؟؟به نظر من که همش تو خالیه!!!

جوک : یه روز به یه رشتیه میگن زنتو دیدیم با ۱۰ تا مرد توی یه پیکان داشتن میرفتن دوسته رشتیه که ترک بود برگشت گفت باریکلا به ظرفیته پیکان

دوستان عزیز باور کنید چیزی ازتون کم نمیشه نظر بدید حداقل با این کارتون باعث حمایت از من میشید پس کامنت فراموش نشه

:: نوع مطلب : عمومی ,

:: نوشته شده توسط : گل دختر در جمعه 27 آبان 1384 و ساعت 07:11 ق.ظ

:: ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت   بامعرفت ( )

:: تولد تولد تولدم مبارک

یقین دارم دود ازش بلند شد!!!سوخت!!!؟؟؟ به همین راحتی؟؟؟ نه !!!!!! خوب خدا بیامرزتش

(بسم الله...)ّامیدوارم اینیکی حداقل یه ماه سالم بمونه

درگذشت آغاسی رو به همه تسلیت میگم

خوب از جو روحانی بیایم بیرون بریم سر اصل مطلب

نامرد خودتونیدا بابا خوب حتمآ یه مشکلی دارم که نمیتونم بهتون سربزنم دیگه دلیل نمیشه که فراموشتون کردم یا بی معرفتم دفعه دیگه بگید نامرد قهر میکنما

پرنده ی کوچولوی تنها اینم جوابت: همه چی بستگی به فرد داره اگه یه نفر خوب بتونه با بچه ها

جور بشه و درشون نفوذ داشته باشه  خوب مسلمآ راحتتر کنترلشون میکنه بدون اینکه کدورتی پیش بیاد

روز ۱۵ آبان روز شکوفاییه غنچه یی از زیباییهای دنیا بود که باعث تخریب خانواده یی شدامیدوارم

خدا دیگه از این مدل شیاطین نیافریندتولدم مبارم

تو این دو سه هفته که کامپیوترم خراب بود خیلی بیکار بودم به همین دلیل رو آوردم به کارهای هنری شعری سرودم که به همه ی شما تقدیم میکنم

سیبیل سیبیل سیبیل!

سیبیل از همه رنگ!!

سیبیلاتو با چی میزنی؟؟؟

با شامپو گلرنگ!!!!

دقت کردید ما خانوادگی فردوسی هستیم؟

قانونه وبلاگی: از این به بعد صحبت کردن به زبون برره یی تو این وبلاگ ممنوعه خیلی بدم میاد تا یه

مجموعه جدید شروع میشه  همه لحجه هاشون برمیگرده نکنید عیبه زشته

راستی میدونستید واقعآ یه روستایی به نام برره وجود داره اگه نمیدونستید بدونید!نزدیکه فسا هم

هست

یه فلسفه یی هست که میگه:زنها موذین!

ببینم کی گفته ماها موذی هستیم؟؟؟؟

زنها استوره ی زیباییهادریایی متانتهاغرق در مهربانیو جعبه یی ما لا مال از خوبی هاستاگر ما خانوما نباشیما مردا... خیلی از زنا هستن که زندگیه شوهراشونو میسازن(یعنی مردا اینقدر بدبختن)زنا خیلی هم خوبن بیخودی حسادت نکنید!

مسابقه استانی داشتیم دقیقآ مسابقه مون همین شکلی بود(البته من جزو شرکت کننده ها

 نبودم بلکه اصلآ به مسابقه نرفتم!)

اینقذه کیف میده این معلمارو سر کار بذاریم اما خودمونیما چقدر بعضیا خنگن!

امروز دبیرمون از بچه ها پرسید کجای ایران سنگهای تخریبی داره یکی برگشت گفت میگ میگ

تازه خانوم خانوما وقتی متوجه شد معلممون منظورشو نفهمیده شروع به توضیح دادن کرد جالب

اینجاس که معلممونم داشت با کنجکاوی نگاهش میکرد طفلک فکر میکرد واقعآ یه همچین جایی وجود داره اما وقتی فهمید منظوره دوستام اون کارتونس خیلی عصبانی شد هم خنگه هم عصبانی میشه چه آدمای پررویی پیدا میشنا!

جوک: یه رو یه نی نیه به مامانش میگه مامان جیش دارم بعد...(با عرض پوزش بقیه ش یادم نمیاد تا همین جا کافیه)

ه دو جیمی

منظور: همون ح جیمیه(چقدر بعضیا هواس پرتنا اما خوبه همیشه به جا سوتی میدن حداقل ۱۰

دقیقه  فقط وقت کلاسو گرفتیم)

خوب بسه دیگه

کامنت فراموش نشه

:: نوع مطلب : عمومی ,

:: نوشته شده توسط : گل دختر در شنبه 21 آبان 1384 و ساعت 07:11 ق.ظ

:: ویرایش شده در - و ساعت -

لینك ثابت   بامعرفت ( )

:: مطالب پیشین